نمایش وضعیت در یاهو ,

,
X
تبلیغات
رایتل

دردِ دل هایی که به هیچکس نگفتم...!

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد ... دیگه ما میگیم دیگه ... مستى و راستى همینیم ...

1390,11,10 ساعت 05:17 ب.ظ

رفـــیــــق ...

رفیق از وقتی رفتی  چیزی عوض نشده ... هنوز همون روزا میان همون شبا میرن ... این آفتاب لعنتیم دیگه گرممون نمیکنه ...


هنوزم غم میگیرم ... میشکنم وقتی عکساتو میبینم ... نیستی دیگه ..دلقک بازیات ... مرام فردینیت ...


هنوزم دوست دارم پای نیکمتِ پارک بشینم از عرق خوریات واسم بگی ... از بد بختیات بگی ... مسخره کنی معلمتو ...معلم سیگار تو جیبتو بگیره , حرفاتو بشنوه بزنه زیر گوشت ..."بپرسی چرا آقا"... تهشم لباتو ببندی بهش فحش بدی مام بخندیم   ...


دلم تنگ شده بخدا واسه اینکه بگی " دروغ میگم بزن تو گوشم ,به مولا"


ولی رفیق وقتی رفتی همون معلم واست اشک ریخت ....


از وقتی رفتی کل بچه محل رفتن ... با کلی دختر که داف شد اسمشون ,درِشونو بستن به قول خودت ...


قسم میخورم اینجا رفتن رسمه ... نری نمیبیننت ...


رفیق از وقتی رفتی کاسبا زیاد شدن .... رفیقای قدیمی نسخ ـن ... دور هم جمع میشن کوفت میکشن جون میکنن تا  2 دقیقه بخندن ... 


رفیق از وقتی رفتی سیگارام تلخ شدن ....سیاه شدن ,عکس شُش دارن ...


هنوز بچه کوچولوا عصرای تابستون میریزن تو کوچه ..گل کوچیک ... کفشای پاره


هنوز پیرمردا نصیحتمون میکنن .... "جوون تا سالمی قدر زندگیتو بدون ... "


رفیق همه همونن ...شاید اینجایی لازم نیس بگم چه خبره اینجا...


فقط من مثه قبل نیستم  ... رو نیمکتای دو نفره دیگه تنها میشینم


دیگه کسی نیست واسش آهنگ بزنم و "مریم من" ـو با بغض گلوش بخونه  ...صدای قشنگت همیشه همه جای مغزم میپیچه ... اما خودت نیستی ... نیستی که ببینی ...


دیگه کسی نمیگیره چی میگم ...


وقتی کمرم خورد شده کسی نیست دستمو بگیره بگه "پاشو بچه کوچولو ,انگار کشتیاش غرق شده"

دیگه رفاقت دینم نیست ... رفیق مثه  ناموسم نیست  ... 


کسی که همه چیشو واسه رفیق میداد بعدِ تو اونم مــُرد ...


رفیق وقتی رفتی همه گفتن خوشبحالت ... جراتشو داشتی واسه کندن ... با زجر بریدی نترسیدی... دستتو بریدی ...این برام قشنگ بود... رفیق چیزیو از دست ندادی ...مطمئنم اونور جات بهتره .. کاش توئم قلم داشتی یکم ازون ور واسم مینوشتی ...


رفتی ... جات بهتره ... ولی نامرد مارو تنها گذاشتی ... به فکر خودت بودی فقط ...


میگن آسمون هفتی پیش خدایی ... از خدا اجازه بگیر بیا این پایین 2 ساعت...


بشینم ترک موتورت ...دستمون رو بوق ... یادش بخیر ... کجاس اون خنده ها؟


مادرت با قرآن هر شب یادته ... خواهر کوچولوت هنوز داداش امیر از دهنش نیفتاده ... مریم دلتنگته هنوز ... خورد شده ..تنهاست... منم تنها موندم ...

خدا پایینو نیگا کن ... ببین چقد میخوایمش...!!

ولی نه , خدا , پیش خودت نگهش دار نیارش پایین ... ما قدرشو نمیدونیم ... تنها کاری که بلدیم اینه که بعدِ رفتنش 40 روز سیاه بپوشیم ... خداییش به درد لا جرز دیوارم نمیخوریم ...


روزای اول که تنهام گذاشتی رو مزارت گفتم برای شنیدنت که هیچوقت دیگه بام حرفی نداری ... بایداونقد بمونم اینجا شاید  حرف بزنی بام  ...اما نزدی ...  همه ی روزا مثه هم...


مثل عذابه وقتی میخوام دیگه نیستی ... نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن نریزن ... نبارن .. بمونن ...بسازن ... نمیرن ... نیستی که ببینی ...


 هنوز منتظر زنگتم که یه روز بیای بریم باز برف بازی مثه آخرین بار .... انتظار روز برفی با تو ...داغ زدن تو دلم این برفارو ... دیدنشونم عذابم میده بدون تو ... 

نه تو چشام دیگه اشکی مونده .... نه دیگه میتونم بنویسم ... ولی به یادتم همیشه  رفیق ...


امیر |‌  1371-1389


نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا

ساخت کد آهنگ

ساخت کد موزیک آنلاین