نمایش وضعیت در یاهو ,

,
X
تبلیغات
رایتل

دردِ دل هایی که به هیچکس نگفتم...!

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد ... دیگه ما میگیم دیگه ... مستى و راستى همینیم ...

1390,11,23 ساعت 05:13 ب.ظ

مــنو بــشنــاس ...

http://2.bp.blogspot.com/_RaOKP6IIQj8/THOYJQOru5I/AAAAAAAAB5w/YrBmdtnq_bo/s1600/thought+you+knew+me.jpg

منو بشناس ...


منو شناختی؟ نه منظورم خودم بود ... خودمو بشناس ... نه این قیافه ی ظاهریم ... نه این فیلمایی که واست بازی میکنم ... خودِ خودمو بشناس ...

من سرشار از غم و احساسم...

من تاریکم ,  پر از اشکال ریز و درشت ...

با یه گوش پر از فحش و اخطار از دنیای آدما اخراجم ...

منو به ذهنت بسپار چون زود تر ازین حرفا رفتینیم ...

واسه ایناس که نمیتونم دنیارو سخت نگیرم ...

شکل یه شبکه ی برفکیم ...

شکل یه کاغذ خط خطیم ...

شکل تصویر فیریکی ضربدریم, که میزنن دم در دستشویی ...

جدیداً بعضی کارا واسم قشنگ شده ...

مثلا شمردن تعداد ته سیگارا ... 

نوشتن دردای دلم رو کاغذ ..حتی رو در و دیوار و شیشه ی پنجره ی اتاقم ... 

الکی نمیخوام روزامو شب کنم هی ...

وقتی مینویسم یه آدم دیگه نیستم ... خودمم

خسته از تلاش واسه نمره بیست پیش داورای زندگیت ...

خسته از دنیا و ایست بازرسیاش ...

خسته از لج,از لجباز ,  از لجاجت ...

خسته از گذشته ... خسته ازین خاطراتی که داره مخمو داغون میکنه ...

خسته ازین دردای شبونه ... ازین دردایی که با سلولای بدنای شما غریبه ...

زود میرم ولی هستم تا وقتی این داستانا هستن ...

منو خوب به حافظت بسپار ...

منو حس کن ... بشناس...

اگه دوس داری بهتر حفظم کنی ثانیه هایی که تو شب میگذره رو بشمار ...

آره منو بشناس بدون استخاره ... از حرفای تلخم بدت میاد ... این حرفاس که قصه میسازه ... میدونم پر از غمم و اعتراض ولی بدت میاد ؟نمیخواد باشی ...برو ... نشناس ...

منو بشناس میدونم کلی بینمون اختلافه ...ولی باش و بشناس ...


وقتی من شکستم هیشکی پشت من نبود ... هیشکی نبود...نه هیشکی *ـ*ـمشم نبود بخدا نبود ...

هر روز بیشتر دردام تو قلبم ...آدمای دورو برم قبر آرزومو کندن وایسادن روش فاتحه خوندن ...

بخدا قسم هیچوقت نخواستم یه لحظه هم خم بشم...اسیر غم بشم ... درگیر ماتم بشم ...


 توی این جهنم بود که مجبور شدم رویا رو بکشم ... آرزو رو بکشم ... آخ چقدر سخته این قتلای زنجیره ایی ...


ولی وقتی دل میگیره ... وفتی لحظه هات میرن ... وقتی میبینی تو اوج جوونیت پیر شدی ...چشامو میبندم روبه آسمون میشنم.. قشنگیای مرگه فقط  تو خوابای شبونم میبینم..... 


وقتی که من رفتم جسممو با خودشون بردن برو بشین تو اتاقم ...درو قفل کن ...3-4 ساعت بات حرف دارم ...


کنار تختم چندتا کشوان ... بازشون کن


کشوی اول چندتا کتاب قدیمین  ... یادش خوش ...

روزای خوشم تو مدرسه و رفقا ... آخ چقد خوب بود اون درسای لعنتی ...


تو کشوی دوم چندتا آلبومه و عکس ...

صفحه ی آخرشو باز کن ... عکس من و آرمان و امیر ... یادگار خاطرات خوب قدیمامن ...

برو یه صفحه جلوتر ... کسیو که میبینی مثه بقیه اونم منو ولم کرد تنهام گذاشت رفت ...

بیخیال ...


کشوی سومو باز کن ...


تو کشوی سومم یه عالمه شکایت من از خدا...چندتا قصه ی تلخ ...


مثه مرد برو واسه کشوی چهارم ...


چندتا یادگاری از پناهی ... سری گادفادِر و صورت زخمی ... اونور تر آلبومای توپاکن ... گوش دادنشون آرومم میکرد یه زمانی ...


چشاتو قفل کن رو کشوی پنجمم ...


همه ی دست نوشته هامن اینا توی زمان بدبختی شادی , دلنوشته هامن واسه همین مردم ... همین مردمی که روزامو شب کردن ... همینایی که قلبمو پُرِ غم کردن ...


پاشو کشوارو ببند ... ازین به بعد بخند ... منم فراموش کن ...


تمام/.




نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا

ساخت کد آهنگ

ساخت کد موزیک آنلاین