نمایش وضعیت در یاهو ,

,
X
تبلیغات
رایتل

دردِ دل هایی که به هیچکس نگفتم...!

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد ... دیگه ما میگیم دیگه ... مستى و راستى همینیم ...

شب است ماه بالاى سرم ... ستاره ها چشمک هاى سردى میزنند ... منتظرند ... منتظر افتادن من ... منتظر خم شدن کمرم ... ماه هست ولى آسمان مثل همیشه سقف تنهایى هایم نیست ...ستاره ها دیگر مثل قدیم جوانمردانه به پاى حرف هایم نمیشینند و با دیازپامِ ابر هاى تیره به سرعت به خواب میروند ....کسى نیست ...بازهم کسى نیست که پاى درد دلهاى سنگینم بنشیند... آخر میدانى؟ خیلى‌سنگین است ...اگر تنها در دلم بماند کمرم را میشکند ...  گفتم دل..رفتم تو فکر ,یادِ قدیم ...یاد خاطره هایى که خاکش کردم ... سابقاً بخار همین شیشه هاى اتاقم برایم اشک میریختند و جلوى دیدم را باز میکردند ...گویى‌آن ها هم دیگر نیستند ... دیگر مرا نمیبینند ....ساعت هاست گذشته ... ستاره ها هم از حرف هایم کلافه شده اند ... ماه هم رمق ندارد ... خورشید میخواهد بتابد ... فقط غُر میزند ولى من هنوز بیدارم ...خسته شدم از آرایه و ترادف و حرف هاى‌ سنگین ...به زبان خودم میخواهم حرف بزنم... داستانِ مام همینه ...هر شب تنهایى‌... تهِش مثلِ فیلم هاى اصغر فرهادى  خوش ولى تلخ .... هنوز رفاقت هم نفروختم ... نه فِکر نکن !‌چون مُفت هم نمیارزید ... میخوام بشنوم 10 سالِ بعد تویى که باعث این خمودگى زندگیم شدى‌ چطور میمیرى .... چطور ؟! مهم نیست براى من ... من هنوز همونم .. هنوز همون سگ جونِ هفت جونم .... به دروغم بشه به دور و بریام میگم حالم خیلى خوبه... این همه سال زحمت بِکش آخرشم.... ......کى میفهمه تهِ دلت چى میگذره خدایى؟ وقتى همه با نور بالا میبیننت!.. اصن کى صدامو میشنوه الان؟ هِى هنوز یادمه... 87 بود و من و حوضم و تو و ذاتِ خرابت ... ازون بچه گیام بابام میگفت آدماى خوب همه راست گواَن ...اونى میره بهشت که دلش صاف و ذلاله ... مام که به هرکى رسیدیم گفتم این همون آدم خوبست ... ولى‌وقتى فهمیدم کى بود تا ته سوختم ... فقط مثه من صاف نباش نه بهتر بگم ... مثه من خر نباش, الاغ ! همین !


بامدادِ سوم دى‌ ماهِ 90



نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا

ساخت کد آهنگ

ساخت کد موزیک آنلاین